خرید بک لینک

 

 

 

 

برچسب: پوستر امام رضا, حضرت امام رضا,پوستر متحرک امام رضا , نویسنده: عطیه حبیبی تاريخ: 24 / 11 / 1392 ساعت: 19:41

شعر درباره ی امام رضا

 يا رضا مولا علي الموسي الرضا

يا رضا يا بن علي و مصطفا

يا رضا من صيد و اندر دام  تو

تا شود جانم به پاي تو فدا

يا رضا سلطان سلطانان تويي

قلب ما را شاد كردي زين شفا

يا رضا من آمدم در پاي تو

تا كلام حكمتت رد به صدا

خاك پاي زائر دارالشفا

سرمه چشمم كنم چون توتيا

يا رضا اي ضامن آهو مدد

مي كند به قلب من ياد شما

از شميم پرچم سلطان طوس

مي رسد بوي حريم كربلا

يا رضا كردند مرا شاعر تو

 

تو بخوان شعر عزيز نينوا

برچسب: امام رضا(ع),متن ادبی,شعر,شعر در رابطه با امام رضا, نویسنده: عطیه حبیبی تاريخ: 22 / 11 / 1392 ساعت: 18:46

  راهپیمایی 22 بهمن 92 در تهران




برچسب: تصاویر راهپیمایی 22 بهمن 92,در تهران ,تصاویر راهپیمایی ,22 بهمن, نویسنده: عطیه حبیبی تاريخ: 22 / 11 / 1392 ساعت: 18:35

 

 

برچسب: 22بهمن, پوستر22بهمن, نویسنده: عطیه حبیبی تاريخ: 21 / 11 / 1392 ساعت: 16:52

   

شعر شهادت حضرت معصومه(س)

روی قبرم بنویسید که خواهر بودم

سالها منتظر روی برادر بودم

 

بنویسید گرفتار نباشم چه کنم؟

من اگر منتظر روی برادر نباشم چه کنم؟

 

روی قبرم بنویسید جدایی سخت است

اینهمه راه بیایم ،تو نیایی سخت است

 

یوسفم رفته و از آمدنش بی خبرم

سالها میشود واز پیرهنش بی خبرم

 

روی قبرم بنویسید ندیده رفتم

با تن خسته و با قد خمیده رفتم

 

بنویسید همه دور ربرم ریخته اند

چقدر دسته ی گل روی سرم ریخته اند

 

چقدر مردم این شهر ولایی خوبند

که سرم را نشکستند خدایی خوبند

 

بنویسید در این شهر سرم سنگ نخورد

به خداوند قسم بال وپرم سنگ نخورد

 

چادرم دور وبرم بود وبه پایی نگرفت

معجرم روی سرم بود وبه جایی نگرفت

 

...من کجا شام کجا زینب بی یار کجا؟

من کجا بام کجا کوچه و بازار کجا؟

 

بنویسید که عشاق همه مال هم اند

هر کجا نیز که باشند به دنبال هم اند

 

گر زمانی به سوی شاه خراسان رفتید

من نبودم به سوی مرقد جانان رفتید...

 

روی قبرش بنویسید برادر بوده

سالها منتظر دیدن خواهر بوده

 

روی قبرش بنویسید که عطشان نشده

بدنش پیش نگاه همه عریان نشده

 

بنویسید کفن بود،خدایا شکرت

هرچه هم بود بدن بود خدایا شکرت

 

یار هم آنقدری داشت که غارت نشود

در کنارش پسری داشت که غارت نشود

 

اوکجا نیزه کجا گودی گودال کجا؟

اوکجا نعل کجا پیکر پامال کجا؟

 

بنویسید سری بر سر نی جا میکرد

خواهری از جلوی خیمه تماشا میکرد

 

برچسب: شعر شهادت حضرت معصومه(س),شهادت حضرت معصومه,پوستر شهادت حضرت معصومه, نویسنده: عطیه حبیبی تاريخ: 21 / 11 / 1392 ساعت: 16:42

 

برچسب: پوستر شهادت, حضرت معصومه,پوستر شهادت حضرت معصومه, نویسنده: عطیه حبیبی تاريخ: 21 / 11 / 1392 ساعت: 16:35

 احادیثی از امام رضا

حضرت امام رضا (ع)

أحسن الظن بالله ، فإن الله عزوجل يقول : أنا عند ظن عبدي المؤمن بي ، إن خيرا فخيرا و إن شرا فشرا

به خدا خوش گمان باشيد ، زيرا خداي عزوجل مي فرمايد : من نزد گمان بنده مؤمن خويشم ، اگر گمان او خوب است ، رفتار من خوب و اگر بد است ، رفتار من هم بد باشد

 


 

حضرت امام رضا (ع)

لا يكون الرجل عابدا حتي يكون حليما ، و إن الرجل كان اذا تعبد في بني اسرائيل لم يعد عابدا حتي يصمت قبل ذلك عشر سنين

مرد عابد نباشد ، جز آن كه خويشتن دار باشد ، و چون مردي كه در بني اسرائيل خود را به عبادت وامي داشت ، تا پيش از آن ده سال خاموشي نمي گزيد ، عابد محسوب نمي شد

 


 

حضرت امام رضا (ع)

قال معمر بن خلاد لأبي الحسن الرضا ( ع ) : أدعو لوالدي اذا كانا لا يعرفان الحق ؟ قال : ادع لهما و تصدق عنهما ، و إن كانا حيين لا يعرفان الحق فدارهما ، فإن رسول الله ( ص ) قال : إن الله بعثني بالرحمة لا بالعقوق

معمر بن خلاد گويد : به امام رضا ( ع ) عرض كردم : هرگاه پدر و مادرم مذهب حق را نشناسند دعايشان كنم ؟ فرمود : براي آنها دعا كن و از جانب آنها صدقه بده ، و اگر زنده باشند و مذهب حق را نشناسند با آنها مدارا كن ، زيرا رسول خدا ( ص ) فرمود : خدا مرا به رحمت فرستاده نه به بي مهري و نافرماني

 


 

حضرت امام رضا (ع)

كلما احدث العباد من الذنوب ما لم يكونوا يعلمون ، احدث الله لهم من البلاء ما لم يكونوا يعرفون

هرگاه مردم به گناهان بي سابقه روي آورند به بلاهاي بي سابقه گرفتار مي شوند

 


 

حضرت امام رضا (ع)

الأجل آفة الأمل ، والعرف ذخيرة الابد

مرگ ، آفت آمال و آرزوهاست ، و لطف و احسان به مردم تا ابد براي انسان باقي مي ماند

 


 

حضرت امام رضا (ع)

إن للقلوب إقبالا و إدبارا و نشاطا و فتورا ، فاذا اقبلت بصرت و فهمت ، و اذا ادبرت كلت و ملت ، فخذوها عند إقبالها و نشاطها ، و اتركوها عند إدبارها و فتورها

قلب انسان حالت خستگي و نشاط دارد ، وقتي در حال نشاط است مسائل را خوب مي فهمد و وقتي خسته است كند ذهن مي شود ، بنابراين وقتي نشاط دارد آنرا به كار بگيريد و وقتي خسته است آن را به حال خود بگذاريد

 


 

حضرت امام رضا (ع)

التواضع درجات ، منها أن يعرف المرء قدر نفسه فينزلها منزلتها بقلب سليم ، لا يحب أن يأتي الي احد الا مثل ما يؤتي اليه ، إن أتي اليه سيئة و اراها بالحسنة ، كاظم الغيظ ، عاف عن الناس ، و الله يحب المحسنين

تواضع و فروتني مراتبي دارد ، مرتبه اي از آن اين است كه انسان موقعيت خود را بشناسد و بيش از آنچه شايستگي آن را دارد از كسي متوقع نباشد و با مردم به گونه اي معاشرت و رفتار نمايد كه دوست دارد با او آنگونه رفتار شود و اگر كسي به او بدي نمود در مقابل خوبي كند ، خشم خود را فرو خورد و گذشت پيشه كند و اهل احسان و نيكي باشد

 


 

            امام رضا (ع)

كفاك من يريد نصحك بالنميمة ما يجد من سوء الحساب في العاقبة

كسي كه در پوشش نصيحت به تو از ديگري بدگويي مي كند ، به عاقبت بدي گرفتار خواهد شد

 


 

حضرت امام رضا (ع)

لا جهل اضر من العجب

هيچ چيزي زيانبارتر از خودپسندي نيست

 


 

حضرت امام رضا (ع)

من كثرت محاسنه مدح بها ، و استغني التمدح بذكرها

كسي كه محاسن و امتيازات زيادي داشته باشد مردم از او تعريف مي كنند ، و به تعريف خود نياز پيدا نمي كند

برچسب: احادیث امام رضا علیه السلام , حدیث, امام رضا علیه السلام, نویسنده: عطیه حبیبی تاريخ: 21 / 11 / 1392 ساعت: 16:30

 

عکسهای ویژه دهه فجر 22 بهمن



 

برچسب: دهه ی فجر, پیروزی انقلاب, نویسنده: عطیه حبیبی تاريخ: 22 / 11 / 1392 ساعت: 18:36

  آثار و برکات زیارت امام رضا علیه السلام

1) حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) فرمودند: «پاره ای از تن من در زمین خراسان دفن خواهد شد، مؤمنی او را زیارت نکند، مگر آنکه خداوند عزوجل بهشت را بر او واجب گرداند، و آتش را بر بدنش حرام کند.» عیون اخبار الرضا ع

2) از حضرت امام رضا (علیه السلام) روایت شده است که فرمودند: «هر که برای زیارتم بار سفر بندد، دعایش مستجاب و گناهانش آمرزیده شود، هر که مرا در آن قطعه زمین زیارت کند، همانند کسی است که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را زیارت کرده باشد و خداوند اجر هزار حج مقبول و هزار عمره ی مقبوله برای او بنویسد و من و پدرانم شفاعت کنندگان او در روز قیامت باشیم، و این قطعه زمین باغی است از باغهای بهشت و محل رفت و آمد فرشتگان است و تا ابد گروهی از آسمان نازل می شوند و گروهی بالا می روند تا آن که در صور بدمند. ( روز قیامت) «بحارالانوار، ج 102، ص 44، ح 51».

3) حضرت امام جواد (علیه السلام) می فرمایند:«هر که قبر پدرم در طوس را زیارت کند، خداوند گناهان گذشته و آینده ی او را بیامرزد، و روز قیامت منبری رو به روی منبر رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) برای او نصب کند تا آن که خداوند از حسابرسی بندگانش فارغ شود.» «عیون اخبار الرضا علیه السلام، ج 2، ص 259، ح 19».

4) از حضرت امام جواد (علیه السلام) روایت شده است که فرمودند: «برای کسی که پدرم (علیه السلام) را عارف به حقش در طوس زیارت کند، بهشت را از سوی خدای متعال ضمانت می کنم.»«عیون اخبار الرضا (علیه السلام)، ج 2، ص 256، ح 7».

5) از عبدالعظیم حسنی روایت شده است که گفت: شنیدم امام محمد بن علی الجواد (علیهماالسلام) می فرمایند: «هر که پدرم را زیارت کند و از باران یا سرما یا گرما به او آزاری رسد، خداوند آتش را بر بدنش حرام کند.»«امالی شیخ صدوق (رحمت الله علیه)، ص 521».

6) از علی بن حسن بن فضال به نقل از پدرش روایت شده است که گفت: مردی از اهل خراسان به حضرت رضا (علیه السلام) عرض کرد: ای فرزند رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) من رسول خدا را در خواب دیدم که به من می فرمودند: « وقتی پاره ی تن مرا در زمینتان به خاک بسپارند، و امانتم را به شما بسپارند، و ستاره ی من در خاک شما غروب کند، شما را چه خواهد شد؟
پدرم ازجدم از پدرش از پدرانش (علیهم السلام) به من فرمودند: همانا رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: هر که مرا در خواب ببیند، مرا دیده است، زیرا شیطان به صورت من درنمی آید و نه به صورت کسی از اوصیاء من، و نه به صورت کسی از شیعیانشان، و خواب صادق جزیی از هفتاد جزء نبوت است.» «عیون اخبار الرضا (علیه السلام)، ج 2، ص 257، ح 11، امالی شیخ صدوق (رحمت الله علیه) ص 61).
پس امام رضا (علیه السلام) به او فرمودند: «من آن کسی هستم که در زمین شما دفن می شوم، و من پاره ی تن پیامبر شما هستم، و من آن ودیعه و ستاره هستم، به راستی که هر کس مرا زیارت کند و حق و اطاعت مرا که خدا واجب کرده است ، بشناسد، من و پدرانم در روز قیامت شفیع او خواهیم بود، و هر که را روز قیامت ما شفیعش باشیم، نجات یافته است، حتی اگر گناهان جن و انس بر دوش او باشد.

7) از امام علی بن محمد الهادی (علیهماالسلام) روایت شده است که فرمودند: «هر که از خداوند تبارک و تعالی حاجتی دارد، با غسل به زیارت قبر جدم امام رضا علیه السلام در طوس برود و نزد سر مبارکش دو رکعت نماز گذارد و حاجتش را در قنوت از خدا بخواهد، همانا اجابت می شود، مگر آن که گناهی یا قطع رحمی بخواهد، ما به درستی که محل قبرش، قطعه زمینی از زمینهای بهشت است، مؤمنی او را زیارت نکند، مگر آن که خداوند از آتش برهاندش و در بهشت جایگزینش سازد.«عیون اخبار الرضا (علیه السلام)، ج 2، ص 262، ح 32، امالی شیخ صدوق (رحمت الله علیه) ص 471».

8) حضرت علی (علیه السلام) می فرمایند: «مردی از فرزندان من در زمین خراسان مظلومانه با زهر کشته خواهد شد، نامش نام من، و نام پدرش نام پسر عمران، موسی (علیه السلام) است. همانا هر که او را در غربتش زیارت کند، خداوند عزوجل گناهان گذشته و آینده ی او را بیامرزد، حتی اگر به عدد ستارگان و قطره های باران و برگ درختان باشد.» 

9) از حضرت امام صادق (علیه السلام) روایت شده: «نواده ی من در زمین خراسان، در شهری که به آن طوس گفته می شود، کشته خواهد شد، هر که او را در طوس زیارت کند، و عارف به حقش باشد، روز قیامت دستش را می گیرم، و داخل بهشت می کنم، حتی اگر دارای گناهان کبیره باشد.»

راوی گفت: پرسیدم فدایت شوم عرفان حقش چیست؟ فرمودند: «بداند همانا او امامی است که طاعتش واجب است و شهید غریب است، هر که او را زیارت در حالی که عارف به حقش باشد، خداوند عزوجل پاداش هفتاد هزار شهید راستینی را که در رکاب رسول خدا صلی الله علیه وآله و سلم به شهادت رسیده اند، به او عطا خواهد کرد. 

10) از سلیمان بن حفص روایت شده که گفت: شنیدم اباالحسن موسی بن جعفر (علیه السلام) می فرماید: همانا فرزندم علی مظلومانه با زهر کشته می شود، و در کنار هارون در طوس دفن می شود، هر که او را زیارت کند، مانند کسی است که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را زیارت کرده باشد.

11) از علی بن عبدالله بن قطرب روایت شده که گفت: فرزندان حضرت موسی بن جعفر (علیهماالسلام) نزد ایشان جمع بودند، امام رضا (علیه السلام) که در اول جوانی بودند، از مقابل حضرت موسی بن جعفر (علیهماالسلام) عبور کردند، امام موسی کاظم (علیه السلام) فرمودند: «این فرزند دلبندم در زمین غربت می میرد، هر که او را با اعتقاد به امامتش و عارف به حقش زیارت کند، نزد خداوند عزوجل مانند شهدای بدر است.»
12) حضرت امام رضا (علیه السلام) می فرمایند: «هر که مرا در غربتم و دوری مزارم زیارت کند، روز قیامت در سه جا به فریادش می رسم ، تا از هول و وحشت آن مکانها نجاتش دهم: هنگامی که نامه ها به چپ و راست تقسیم می شود، هنگام صراط، و هنگام سنجش اعمال.»

13) از هروی روایت شده است که گفت: از حضرت امام رضا (علیه السلام) شنیدم که فرمودند:«به خدا قسم هیچ یک از ما نیست، جز این که کشته و شهید شود.» عرض کردند: یابن رسول الله، شما را چه کسی خواهد کشت؟ فرمودند: «بدترین خلق خدا در زمان من، مرا به وسیله ی زهر می کشد، سپس مرا در مکانی دورافتاده و سرزمین غربت دفن می کند، بدان هر که مرا در غربتم زیارت کند، خداوند عزوجل اجر صد هزار شهید و صد هزار صدیق و صد هزار حج کننده و عمره کننده و صد هزار مجاهد را برای او می نویسد، و با ما محشور می شود، و در درجات عالی بهشت همراه ما می باشد.»

14) از حضرت امام رضا (علیه السلام) روایت شده است که فرمودند: «من در زمین غربت کشته و مسموم و مدفون می شوم، این را از سخنانی دانستم که پدرم از پدرش که از پدرانش علی بن ابی طالب (علیهم السلام) از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) برای من وصیت می کرد، همانا هر که مرا در غربتم زیارت کند، من و پدرانم شفاعت کنندگان او در روز قیامت هستیم، و هر که ما شفیع او باشیم، نجات می یابد حتی اگر گناهان انس و جن را بر دوش داشته باشد.»

15) از هروی روایت شده که گفت : حضرت رضا (علیه السلام) در گنبدی که قبر هارون الرشید در آن بود داخل شدند، سپس با دست خویش بر کنار آن خطی کشیدند و فرمودند: «اینجا خاک من است، و در آن دفن خواهم شد، و خداوند این مکان را محل رفت و آمد شیعیان و دوستدارانم قرار می دهد، به خدا قسم زیارت کننده یی از آنها مرا زیارت نکند، و سلام دهنده یی از آنها بر من سلام نکند، مگر آن که مغفرت و رحمت خدا با شفاعت ما اهل بیت بر او واجب شود.» 

برچسب: آثار و برکات زیارت امام رضا,زیارت امام رضا(ع), امام رضا(ع), نویسنده: عطیه حبیبی تاريخ: 14 / 11 / 1392 ساعت: 16:48

 زیبای من سلام!

می گویند کویر رگ های سوزانی دارد که دریاچه ی هر افسانه ای را خشک می کند.آن جا می توانی بی آن که خودت بخواهی ناشناس ترین واژه ها را در سایه ی ترانه ترین معبد ها قربانی کنی.

راه افتاده ام .آرام آرام وذره ذره.از کویر گرفته ام تا خراسانت.

این که آشیانه ندارم عیب من نیست،با دلم مشکل دارم،دلی دارم که بی شعله می سوزد .چه وقت از نیمه شب فرداشب میهمان حرمت باشم ،نمی دانم.فقط خدا کند تا من می آیم هیچ کبوتری ازحاشیه سقاخانه ات نگاهش را ازمن ندزدد.من شنه ی گلم وگل دسته .بگذار بغضم را به آسمانی ترین ابرهاببخشم.

زیبای من دوباره سلام!

می خواهم لیلایی ترین قصه ها را درپای کتیبه های مناره هایت برای هزارساله های عشق ندیده تعریف کنم.نمی دانم آبی چشمان آهویی را ازیاد ببرم که آرامش تبسم را فدای زخم گاه هرتیر وکمانی می کند .

رضای من!رضای زیبای من!

بمان تا بیایم.قول بده سیرابم کنی.می دانی که عریانی گیلاس را سر شاخه ی هیچ سپیدابی ثمری باور نخواهد کرد،امامن نهال سال های پیش بوسه بر ضریح تو هستم.آن قدر حرف ها دارم که دیوار زائر سرا نیز همدم لحظه های نیمه شبانم شوند.اصلا بگذار ازهمین جا حرف ها رابزنم.بگذار مانند گرسنگان مهتاب نشین گیاه خوار داغستان ریواس های تو باشم.دختر همسلیمان روی نسیمی از ویلچر می نشیند وهی می تازد.هیچ لاله ی کمر خم کرده ای هم به گرد پایش نمی رسد .خودت که بهتر می دانی .برای چه من بگویم.دستی به پایش بکش ،مگر نه این که دست هایت شفاست؟؟؟گمشده اش را برگردان.قول می دهم آرام بگیرم ،آن وقت آن قدر دعایت می کنم تا گریه هایم تمام شود.راستی مینا را که یادت هست،دختر روسری صورتی صبور مدرسه ،پدرش را در پشت وادی بوته های سرخ از دست داد،نمی شود بیایی وبابایش شوی؟دیوار گلی همسایه ی آخر کوچه یمان در اولین نم پاییزی فروریخت،اما بانوی خانه کسی را نداشت که درست کند ،توهم که راهت دور است ... گوشه ی پیراهن بلند جواد،پسر مشهدی حسین که چهار سال پیش ازکوه افتاد وعلیل شده به گوشه ی دوچرخه ای که آرزو می کند مال خودشظ باشد گیر کرد وپاره شد،یادم نبود تو ضریح داری نه چرخ خیاطی،سقاخانه داری،کبوتر وهزارچیز ذیگر که هیچ کس ندارد .

سرت را درد نیاورم.از این حرف ها زیاد دارم،بگذار برسم.هرچند می دانم تا قدم گذاشتم درکوچه ی حرمت روزه ی سکوت خواهم گرفت،گردن بند حیرت جاودانه ات را برگردنم خواهم آویخت وآن قدر اعتکاف ضریحت را درآغوش لاله ها نظاره گر باشم که خودت سربلند کنی ودعای ظهور بخوانی .به من بگو تو هم چشم انتظاری؟تو هم از اسارت نسترن ها گریه میکنی؟از کنارگاهواره  ی نبض ستاره ها به تمثال محبوبه ی هیچ کهکشانی نگاه میکنی؟برایم بگو وقتی به مسافرت آن سوی ابرها می روی ،چه سوغات می آوری؟فانوس دارت کیست؟کدام عتیقه ای می تواند لیاقتش را به گوشه ی نگین تو نشان دهد؟

بگو که میهمانیم می کنی.دارم می رسم.بوی واژه می دهم،بوی غربت،تبسم،زخم،سپیده دم نیامده،بوی ناله ی یک درچه ی هزار ساله ی بسته شده،بوی همه ی عزیزانی رامی دهم که تاهمین حالاغیر ازمیوه ی حاجت چیزی نخورده اند.بگو که قبولم می کنی تا آرام بگیرم .دارم می آیم.دارم می رسم.گنبدت طلاست ،قدیمی ها برایم گفته اند.به مادرم قول داده ام دلی راکه هفت سال پیش درحرمت جاگذاشت برایش پس نبرم.با آن که  می دانست من هم دلم را جا خواهم گذاشت ،مثل خودش.هر وقت تو هم برای خودت دلتنگی کردی آهسته قلبم راقدم باران کن.بگذار در سایه ی گام هایت تا همیشه ی همیشه گلبرگ نشین سقاخانه ات باشم.دارم می آیم ...

وعده ی ما ستاره ی پرسوی چسبیده به حرمت!

سلام ....من رسیدم

برچسب: امام رضا(ع),متن ادبی,دلنوشته, نویسنده: عطیه حبیبی تاريخ: 13 / 11 / 1392 ساعت: 18:49


نحوه شهادت امام رضا ـ عليه السّلام ـ چگونه بود؟


حضرت امام رضا ـ عليه السّلام ـ در سال 148 هـ .ق در شهر مدينه متولد شد، و در ماه صفر سال 203 هـ .ق در سن 55 سالگي در شهر طوس خراسان به شهادت رسيد. 
در باب شهادت ايشان تقريباً تمام علماي شيعه و عده زيادي از علماي اهل سنت قائلند که آن حضرت مسموم و شهيد شده اند. درباره عامل شهادت اختلاف نظر و اقوالي وجود دارد که به آنها اشاره خواهيم کرد. 
قول مشهور اين است که آن حضرت توسط مأمون خليفه عباسي مسموم شده و به شهادت رسيده اند. 
برخي از علماي اهل سنت قائلند که مأمون، امام رضا ـ عليه السّلام ـ را مسموم نکرده است. و براي اين گفته خود دلائلي هم ذکر مي کنند. از جمله آن دلائل اين است که مأمون دختر خود را به همسري امام جواد ـ عليه السّلام ـ درآورد. مأمون به برتري امام رضا ـ عليه السّلام ـ در برابر علما استدلال مي کرد. بعد از درگذشت امام رضا ـ عليه السّلام ـ مأمون بسيار ناراحت و غمگين بود و... در ادامه خواهيم گفت که به هيچ يک از دلائل در اين رابطه نمي توان استناد کرد. عده اي از علماي اهل سنت قائلند که ايشان مسموم شده اند و عامل جنايت، عباسيان (غير از مأمون) بوده اند. به عنوان نمونه ابن جوزي مي گويد: «وقتي عباسيان ديدند خلافت از دست آنها خارج شد (به واسطه ولايتعهدي) و به دست علويان افتاد، امام رضا ـ عليه السّلام ـ را مسموم کردند.» اين قول نيز چندان صحيح به نظر نمي رسد چرا که «بيشتر مورخين و روات اجماع دارند که مأمون سم را به امام ـ عليه السّلام ـ داده نه غير او». علاوه بر اينکه مأمون براي اين کار انگيزه هم داشته که به آن اشاره خواهد شد. رواياتي از امام رضا ـ عليه السّلام ـ وارد شده است که در اين روايات آن حضرت شهادت خويش را پيشگويي کرده اند و عامل اين جنايت را مأمون دانسته اند. امام رضا ـ عليه السّلام ـ به هرثمه بن اعين مي گويد: «موقع مرگ من فرا رسيده است اين طاغي (مأمون) تصميم گرفته مرا مسموم کند.... 
شهيد مطهري مي نويسد: «قرائن نشان مي دهد که امام رضا ـ عليه السّلام ـ را مسموم کردند و يک علت اساسي همان قيام بني العباس در بغداد (بر عليه مأمون) بود. مأمون در حالي حضرت رضا ـ عليه السّلام ـ را مسموم کرد که از خراسان به طرف بغداد مي رفت و مرتب اوضاع بغداد را به او گزارش مي دادند. به او گزارش دادند که بغداد قيام کرده او ديد که حضرت رضا ـ عليه السلام ـ را نمي تواند عزل کند و اگر با اين وضع بخواهد برود آنجا کار بسيار مشکل است. براي اينکه زمينه رفتن آنجا را فراهم کند و به بني العباس بگويد کار تمام شد حضرت را مسموم کرد و آن علت اساسي که مي گويند و قابل قبول هم هست و با تاريخ وفق دارد همين جهت است». 
به نظر مي رسد انگيزه اصلي مأمون در به شهادت رساندن امام رضا ـ عليه السّلام ـ همين مطلبي باشد که ذکر شد. چرا که قيام عباسيان در بغداد جز به خاطر ترس از روي کار آمدن علويان نبوده است. 
طبري مي نويسد: «مأمون نامه اي به بني عباس در بغداد نوشت و مرگ علي بن موسي ـ عليه السّلام ـ را به آنان اعلام کرد و از آنان خواست که به اطاعت او درآيند زيرا دشمني آنان با او جز با بيعت وي با علي بن موسي ـ عليه السّلام ـ نبوده است. از ديگر موجباتي که مورخان در قتل امام رضا ـ عليه السّلام ـ ذکر کرده اند، کينه اي مي دانند که مأمون از امام رضا ـ عليه السّلام ـ به دل گرفته بود. طبرسي مي نويسد: علتي که موجب شد مأمون امام رضا ـ عليه السّلام ـ را به شهادت برساند اين بود که آن حضرت بي محابا (و بدون ترس) حق را در برابر مأمون اعلام مي کرد. در بيشتر موارد در مقابل او قرار مي گرفت که موجب عصبانيت و کينه او مي شد...». همانگونه که بيان شد از نظر روايات شيعي شکي نيست که مأمون حضرت رضا ـ عليه السّلام ـ را مسموم کرد. امّا اينکه کيفيت اين عمل چگونه بوده است؟ روايات چندي وجود دارد که به آنها اشاره مي کنيم. روايتي را شيخ مفيد از عبدا... بن بشير نقل کرده که عبدا... گفت: مأمون به من دستور داد که ناخنهاي خود را بلند کنم... سپس مرا خواست و چيزي به من داد که شبيه تمر هندي بود و به من گفت: اين را به همة دو دست خود بمال... سپس نزد امام رضا ـ عليه السّلام ـ رفت و به من دستور داد که انار براي ما بياور من اناري چند حاضر کردم و مأمون گفت: با دست خود آن را بفشار، من فشردم و مأمون آن آب انار را با دست خود به حضرت خورانيد و همان سبب مرگ آن حضرت شد و پس از خوردن آن آب انار دو روز بيشتر زنده نماند». روايت ديگري را شيخ مفيد از محمد بن جهم ذکر کرده که مي گويد: «حضرت رضا ـ عليه السّلام ـ انگور دوست مي داشت پس قدري انگور براي حضرت تهيه کردند. در حبه هاي آن به مدت چند روز سوزنهاي زهرآلود زدند. سپس آن سوزنها را کشيده و به نزد آن بزرگوار آوردند... آن حضرت از آن انگورهاي زهرآلود بخورد و سبب شهادت ايشان شد». 
روايتي از اباصلت هروي نيز نقل شده که مي گويد: مأمون امام رضا ـ عليه السّلام ـ را فراخواند و آن حضرت را مجبور کرد از انگور بخورد آن حضرت به واسطه آن انگور مسموم شد.» 
بنابراين، ادله اي که اهل سنت ذکر کرده اند که مأمون امام رضا ـ عليه السّلام ـ را به شهادت نرسانده بي اساس مي باشد. چرا که مأمون فردي بود که به خاطر حکومت، برادر خويش امين را به قتل رساند و محبوبيت امام رضا ـ عليه السّلام ـ در نزد او از برادرش بيشتر نبود. و گريه ظاهري او بعد از مرگ امام ـ عليه السّلام ـ به جهت منحرف کردن اذهان علويان و طرفداران امام رضا ـ عليه السّلام ـ بوده است. 
«بعد از شهادت امام رضا ـ عليه السّلام ـ شيعيان بدن شريف آن حضرت را در خراسان تشييع کردند. اين تشييع جنازه به حدي پر شور بود که تا آن زمان مثل آن ديده نشده بود، همه طبقات در تشييع جنازه امام حاضر شدند». امام رضا ـ عليه السّلام ـ در سال 203 هـ.ق در شهر طوس به خاک سپرده شد. 

 

برچسب: نحوه ی شهادت امام رضا, امام رضا, طرز شهادت امام رضا, , نویسنده: عطیه حبیبی تاريخ: 13 / 11 / 1392 ساعت: 18:42

 

چند حدیث از امام رضا علیه السلام

عمل صالح و دوستى آل محمد
مبادا اعمال نیک را به اتکاى دوستى آل محمد علیهم السلام رها کنید
و مبادا دوستى آل محمد علیهم السلام را به اتکاى اعمال صالح از دست بدهید
زیرا هیچ کدام از ایـن دو , به تنهایى پذیرفته نمى شود
پنج صفت مهم 
پنج صفت است که در هر کس نباشد امید چیزى از دنیا و آخرت به او نداشته باشید
ـ کسى که درنهادش اعتماد نبینى
ـ و کسى که در سرشتـش کرم نیابـى
ـ و کسـى که در آفرینشـش استـوارى نبینى
ـ و کسى که در نفسش نجابت نیابى
ـ و کسى که از خدایش ترسناک نباشد
نتیجه رضایت از خدا

هر کـس به رزق و روزى کم از خدا راضى باشد، خداوند از عمل کم او راضى خواهد بود

برخورد مناسب با چهار گروه 
با سلطان و زمامـدار با تـرس و احتیاط همراهى کن -
وبا دوست با تواضع و فرو تنی -
و با دشمـن بـا احتیـاط و اجتناب -
و بـا مـردم بـا روى خـوش -
دیدار و اظهار دوستى با هم
به دیدن یکدیگر روید تا یکدیگر را دوست داشته باشیدو دست یکدیگر رابفشارید و به هم خشم نگیرید
میانه روى و احسان

بر شما باد به میانه روى در فقـر و ثروت -ونیکى کردن چه کم و چه زیاد -زیرا خـداوند متعال در روز قیامت یک نصفه خرما را چنان بزرگ نمایـد که ماننـد کـوه احد باشد -
بهترین اعمال بعد از واجبات 
بعد از انجام و اجبات، کارى بهتر از ایجاد خـوشحالى براى مومن، نزد خداوند بزرگ نیست
نتیجه خدمت به مؤمن
هر کس اندوه و مشکلى را از مومنى بر طرف نماید خداوند در روز قیامت انـدوه را از قلبش بر طرف سازد
حسن ظن به خدا 
به خداوند خوشبین باش، زیرا هر که به خدا خوشبین باشد، خدا با گمان خـوش او همراه است و هر که به رزق و روزى اندک خشنود باشد، خـداوند به کردار اندک او خشنود باشد و هر که به اندک از روزى حلال خشنود باشـد، بارش سبک و خانـواده اش در نعمت باشد و خـداوند او را به دنیا و دوایـش بینا سازد و او را از دنیا به سلامت به دارالسلام بهشت می رساند
بدترین مردم 
به راستـى که بـدترین مردم کسى است که یارىاش را (از مردم) باز دارد
و تنها بخورد -
و افراد تحت امرش را بزند -
حقیقت توکل 
از امام رضا علیه السلام از حقیقت تـوکل سـوال شـد، فرمـود:
این که جز خدا از کسـى نترسى
سلاح پیامبران 
حضـرت رضا علیه السلام همیشه به اصحاب خـود مـى فـرمود: بر شما باد اسلحه پیامبران پرسیدند : اسلحه پیـامبـران چیست؟
فـرمـود: دعا
صله رحم با کمترین چیز
پیوند خـویشـاوندى را بر قرار کنید گر چه با جرعه آبى باشد -
وبهترین پیوند خـویشـاونـدى، خـود دارى از آزار خـویشـاونـدان است -
ویژگیهاى دهگانه عاقل
عقل شخص مسلمـان تمـام نیست, مگر ایـن که ده خصلت را دارا بـاشـد -
ـ از او امید خیر باشد
ـ از بدى او در امان باشند
ـ خیر اندک دیگرى را بسیار شمارد
ـ خیر بسیار خود را اندک شمارد
ـ هـر چه حـاجت از او خـواهنـد دلتنگ نشـود
ـ در عمر خود از دانش طلبى خسته نشود
ـ فقـر در راه خـدایـش از تـوانگـرى محبـوبتـر بـاشــد
ـ خـوارى در راه خـدایـش از عزت بـا دشمنـش محبـوبتـر بـاشــد
ـ گمنـامـى را از پـر نـامـى خـواهـانتـر بـاشـد
ـ سپس فـرمـود: دهمى چیست و چیست دهمى ؟ به او گفته شـد: چیست؟
فـرمـود: کسی را ننگـرد جز ایـن که بگـویـد او از مـن بهتـر و پـرهیز کـارتـــر است
دوستى با مردم 
دوستى با مردم، نیمى از عقل و خرد ورزی است
پاکیزگی 
از اخلاق پیـامبـران, نظافت و پـاکیزگــى است
نتیجه کار خوب وبد
پنهان کننده کار نیک (پاداشش) برابر هفتاد حسنه است -
و آشکار کننده کار بد سـر افکنـده است -
و پنهان کننـده کـار بـد آمـرزیـده است -
سه ویژگى برجسته مومن
مـومـن ، مـومـن واقعى نیست، مگـر آن که سه خصلت در او بـاشــد -
سنتـى از پـروردگـارش و سنتـى از پیـامبـرش و سنتـى از امـامـش -
اما سنت پروردگارش، پـوشاندن راز خود است -
اما سنت پیغمبرش ، مدارا و نرم رفتارى با مردم است -
اما سنت امامـش، پس صبر کردن در زمان تنگدستـى و پریشان حالى است -
خوشی وعیش دنیا 
از حضـرت امـام رضا علیه السلام: دربـاره خـوشـى در دنیـا سـوال شـد،
فـرمـــــود وسعت منزل وزیادى دوستان
بخیل و حسود
بخیل را آسایشى نیست -
و حسود راخوشى و لذتى نیست -
و پادشاهان را وفایى نیست -
و دروغگو را مروت و مردانگى نیست -

برچسب: احادیث امام رضا علیه السلام , حدیث, امام رضا علیه السلام, نویسنده: عطیه حبیبی تاريخ: 13 / 11 / 1392 ساعت: 18:27

  ضامن آهو 
افسانه شعبان نژاد

کاش من یک بچه آهو می شدم
می دویدم روز و شب در دشتها
توی کوه و دشت و صحرا روز و شب
می دویدم تا که می دیدم تو را 

کاش روزی می نشستی پیش من 
می کشیدی دست خود را بر سرم
شاد می کردی مرا با خنده ات
دوست بودی با من و با خواهرم

چونکه روزی مادر م می گفت تو 
دوست با یک بچه آهو بوده ای
خوش به حال بچه آهویی که تو 
توی صحرا ضامن او بوده ای

پس بیا من بچه آهو می شوم 
بچه آهویی که تنها مانده است
بچه آهویی که تنها و غریب
در میان دشت و صحرا مانده است

روز و شب در انتظارم پس بیا
دوست شو با من مرا هم ناز کن
بند غم را از دو پای کوچکم
با دو دست مهربانت باز کن

برچسب: امام رضا(ع),متن ادبی,شعر,شعر در رابطه با امام رضا, نویسنده: عطیه حبیبی تاريخ: 13 / 11 / 1392 ساعت: 18:23

  اقیانوس مشرق

 

نویسنده: مجید پورولی کلشتری انتشارات: عصر داستان

صفحات: 232

قیمت: 7000 تومان

رمانی که در زمان حضور امام  در طوس اتفاق می افتد. شخصیت اصلی داستان جوانی که به دنبال چشمه آب حیات است، در بیایانی گرفتار می آید و به عنایت امام رضا ع از بیابان نجات پیدا کرده و با پیرمردی از شیعیان امام آشنا می شود. در مسیری با پیرمرد همراه می شود و با او و دیگران درباره امام رضا علیه السلام و مسئله امامت گفت و گو می کند. ماجراها و حادثه هایی که در رمان اتفاق می افتد گفت و گوها را زیبا کرده و آنها را از حالت تصنعی خارج کرده است. این رمان را که بر پایه کتب حدیثی معتبری چون کافی، ارشاد و ... بناشده است. خواندن این رمان فوق العاده را از دست ندهید.

برچسب: امام رضا(ع), کتاب با موضوع امام رضا(ع),معرفی کتاب, نویسنده: عطیه حبیبی تاريخ: 13 / 11 / 1392 ساعت: 18:21

 

مردی که امام را نشناخت

 روزی امام رضا(ع)به حمام عمومی رفت.حمام شلوغ بود.خیلی ها امام رانشناختند وبعضی ازآشنایان هم،سرگرم کارخودشان بودندوکسی متوجه امام رضا(ع)نشد.امام گوشه ای ازحمام نشست. بخارزیادی مثل مه درفضای حمام رها بود.امام مشغول تمیزکردن خود شد.چیزی نگذشت که مرد کنار دستی اش روبه او گفت:ای مرد،این کیسه را بگیر!امام رضا(ع)کیسه را ازدست اوگرفت.مرد گفت:حالا لطف کن وبرکمرم کیسه بکش.خیلی خوب ومحکم.امام باخوش رویی پذیرفت.برخاست ومشغول کیسه کشیدن شد.دقایقی بعد سه مرد که کمی آن طرف تر نشسته بودند،متوجه امام شدند.آنها فوری درگوشی به هم چیزهایی گفتند.امام همچنان کیسه می کشید وآن مردهم خوشحال بود.آن سه مرد ازجا برخاستند .یکی از آنها روبه بقیه گفت:پناه برخدا،آن مرد خجالت نمی کشد!آن دیگری ادامه داد:انگارنمی داند که فرزند رسول خدااست!سومی هم گفت:چه کارزشتی!چقدرهم پرروست وهمین طورسرجایش نشسته!آنها جلو آمدند وبه امام سلام کردند.بعدهرسه جلوی مرد رفتند وآهسته به اوگفتند:می دانی چه کسی برپشت تو کیسه می کشد؟!مرد که بی خیال بود،به خنده ای کوتاه بسنده کرد وگفت:نه!یکی ازمردها دهانش را جلوی گوش او برد وگفت:او   علی بن موسی الرضا(ع)است.توخجالت نمی کشی؟!رنگ از  صورت مرد پرید،فوری سربلند کرد وبه حضرت خیره شد ودستش رابه طرف او گرفت.کافی است مولای من!مرا عفو کنید.من شما را نشناختم.کیسه را بدهید به من!امام رضا(ع)نپذیرفت ودست ازکار نکشید وهمچنان برکمر او کیسه کشید تا کاملأ تمیزشد.

برچسب: داستان درمورد امام رضا (ع) ,امام رضا, داستان, نویسنده: عطیه حبیبی تاريخ: 11 / 11 / 1392 ساعت: 23:20

 

داستان درمورد امام رضا (ع) روش برخورد با مردم

 

مرحوم شيخ طوسى رضوان اللّه تعالى عليه در كتاب رجال خود آورده است :

در يكى از روزها، عدّه اى از دوستان امام رضا عليه السلام در منزل آن حضرت گرد يكديگر جمع شده بودند و يونس بن عبدالرّحمن نيز كه از افراد مورد اعتماد حضرت و از شخصيّت هاى ارزنده بود، در جمع ايشان حضور داشت .

هنگامى كه آنان مشغول صحبت و مذاكره بودند، ناگهان گروهى از اهالى بصره اجازه ورود خواستند.

امام عليه السلام ، به يونس فرمود: داخل فلان اتاق برو و مواظب باش هيچ گونه عكس العملى از خود نشان ندهى ؛ مگر آن كه به تو اجازه داده شود.

آن گاه اجازه فرمود و اهالى بصره وارد شدند و بر عليه يونس ، به سخن چينى و ناسزاگوئى آغاز كردند.

و در اين بين حضرت رضا عليه السلام سر مبارك خود را پائين انداخته بود و هيچ سخنى نمى فرمود؛ و نيز عكس العملى ننمود تا آن كه بلند شدند و ضمن خداحافظى از نزد حضرت خارج گشتند.

بعد از آن ، حضرت اجازه فرمود تا يونس از اتاق بيرون آيد.

يونس با حالتى غمگين و چشمى گريان وارد شد و حضرت را مخاطب قرار داد و اظهار داشت :

ياابن رسول اللّه ! من فدايت گردم ، با چنين افرادى من معاشرت دارم ، در حالى كه نمى دانستم درباره من چنين خواهند گفت ؛ و چنين نسبت هائى را به من مى دهند.

امام رضا عليه السلام با ملاطفت ، يونس بن عبدالرّحمان را مورد خطاب قرار داد و فرمود: اى يونس ! غمگين مباش ، مردم هر چه مى خواهند بگويند، اين گونه مسائل و صحبت ها اهميّتى ندارد، زمانى كه امام تو، از تو راضى و خوشنود باشد هيچ جاى نگرانى و ناراحتى وچود ندارد.

اى يونس ! سعى كن ، هميشه با مردم به مقدار كمال و معرفت آن ها سخن بگوئى و معارف الهى را براى آن ها بيان نمائى .

و از طرح و بيان آن مطالب و مسائلى كه نمى فهمند و درك نمى كنند، خوددارى كن .

اى يونس ! هنگامى كه تو دُرّ گرانبهائى را در دست خويش دارى و مردم بگويند كه سنگ يا كلوخى در دست تو است ؛ و يا آن كه سنگى در دست تو باشد و مردم بگويند كه درّ گرانبهائى در دست دارى ، چنين گفتارى چه تاءثيرى در اعتقادات و افكار تو خواهد داشت ؟

و آيا از چنين افكار و گفتار مردم ، سود و يا زيانى بر تو وارد مى شود؟!

يونس با فرمايشات حضرت آرامش يافت و اظهار داشت : خير، سخنان ايشان هيچ اهميّتى برايم ندارد.

امام رضا عليه السلام مجدّدا او را مخاطب قرار داد و فرمود:

اى يونس ، بنابر اين چنانچه راه صحيح را شناخته ، همچنين حقيقت را درك كرده باشى ؛ و نيز امامت از تو راضى باشد، نبايد افكار و گفتار مردم در روحيّه ، اعتقادات و افكار تو كمترين تاثيرى داشته باشد؛ مردم هر چه مى خواهند، بگويند.

 

برچسب: داستان درمورد امام رضا (ع) ,امام رضا, داستان, نویسنده: عطیه حبیبی تاريخ: 11 / 11 / 1392 ساعت: 23:19

 . پنچره فـولاد

 

نویسنده: امیر صادقی

انتشارات: کتاب دانشجویی

صفحات: 96

قیمت: 1500 تومان

بر سر سفره که می نشست، دستور می داد تا سینی ای برایش بیاورند. بعد بهترین غذایی که روی سفره بود، نگاه می کرد، از هر غذا مقداری برمی داشت و در سینی می گذاشت؛ سپس سینی را می داد تا برای بینوایان ببرند.

کتاب «پنجره فولاد» علی رغم حجم کمش سه دسته مطلب را در کنار هم در خود جای داده است. اولی که متن اصلی کتاب هم هست روایت هایی کوتاه است از زندگی و زمانه امام غریب از مدینه تا مرو. روایت هایی بسیار کوتاه و زیبا که می شود در مسیر و راه خواند و لذت برد.

دسته دوم احادیثی است که در بالای روایت های داستانی آمده است. کوتاه و دل نشین.

و در آخر کتاب هم راهنمایی گردآوری شده است برای آشنایی با حرم رضوی که خواندنش جالب و به درد بخور است، مخصوصا برای آنهایی که جَلد حرم هستند!

 

برچسب: امام رضا(ع), کتاب با موضوع امام رضا(ع),معرفی کتاب, نویسنده: عطیه حبیبی تاريخ: 11 / 11 / 1392 ساعت: 23:15

  احادیث امام رضا علیه السلام 

امام رضا (ع) : ابوصلت هروی گوید شنیدم که امام (ع) می فرمود : (( خدا رحمت کند کسی را که امر ما را زنده می سازد )) پرسیدم امر شما چگونه زنده میشود ؟ فرمود علوم و احادیث و معارف ما را فرا گرفته و به دیگران بیاموزد زیرا مردم اگر با زیبایی های سخنان ما آشنا گردند از ما پیروی خواهند کرد.

امام رضا (ع) : بدانید که تسلیم اوامر الهی بودن در راس طاعت و بندگی حق تعالی قرار دارد خواه انسان فلسفه و دلیل امر و دستور حق تعالی را بفهمد و به عمقش پی ببرد و خواه از آن چیزی نفهمد و از درکش عاجز باشد.    

امام رضا (ع) : هرگاه مردم گناهان تازه ای را که سابقه نداشته و مرتکب آن نمی شده اند انجام دهند خداوند هم بلاهای نو به نو و جدیدی را که سابقه نداشته برای ایشان ایجاد میکند

امام رضا (ع) : از قول امیرالمومنین (ع) فرمودند : ای کسی که اعمال زشت و ناروا میکنی خنده دندان نما مکن وای کسی که عمر به بد کرداری گذرانی از بلای شبانه ایمن مباش.  

امام رضا (ع) : عمل زنا گناهش از آدم کشی و قتل نفس بیشتر است زیرا شخص قاتل جز مقتول کسی را فاسد نگرداند ولی شخص زناکار با این کارش نسلی را تا روز قیامت فاسد میگرداند.

امام رضا (ع) : علی بن جعفر گوید شخصی از امام (ع) پرسید در کدام قسمت از سوره فاتحه اشاره به امیرالمومنین (ع) گشته حضرت در پاسخ فرمودند : در آیه (( اهدنا الصراط المستقیم )) چه آنکه جناب امیرالمومنین (ع) بهترین راه شناخت حق تعالی و وسیله معرفت به پروردگار است. 

حضرت رضا (ع) : علم گنجینه های کمال است و کلید های آن گنجینه ها پرسش کردن است.

 یاسر خادم گوید : از حضرت رضا (ع) شنیدم که می فرمود : وحشت بارترین مواقع برای این مردم ، سه مورد است : روز ولادت که از شکم مادر خارج می شود و دنیا را می بیند . روزی که می میرد و عالم بعد از مرگ و اهل آنرا مشاهده می کنند ، و روزی که دوباره زنده می شوند ، به صحنه قیامت قدم می گذارند و احکامی را مشاهده می کنند که در دنیا ندیده اند . و خداوند سلامت حضرت یحیی را در این سه روز اخبار نموده و حضرت مسیح در این سه روز (مرحله ) برای خویشتن سلامت خواسته . 

حضرت رضاعلیه السلام فرمود: هر کس هنگامیکه از خانه اش بیرون مى رود ده بار سوره قل هو اللّه احد بخواند پیوسته در حفظ خداوند و نگهدارى او است تا به خانه اش برگردد.

امام رضا (ع) : چون سلطانی ستم کند ، دولت موهن شود ( از بین رود )

در نوشته حضرت رضا (ع) به مامون آمده که : نیکی به پدر و مادر واجب و لازم است اگرچه مشرک و کافر باشند ولی در معصیت خدا نباید اطاعتشان کرد. ( مثلا اگر پدر و مادربه فرزندشان  گفتند نماز نخوان فرزند باید حرف آنها را گوش نکند. )

امام رضا (ع) : پاکیزگی از اخلاق پیامبران است. 

حضرت امام رضا (ع) : از پدرت اطاعت کن و نسبت به او مراتب نیکی و تواضع و خضوع و بزرگداشت و تکریم را معمول دار حضرت به سخنان خود ادامه داد  تا آنجا که فرمود : خداوند در قرآن شریف حق پدر و مادر را قرین حق خود قرار داد و فرموده است : شکر گذار من و شکر گذار پدر و مادرت باش که برگشت همه به سوی من است.

حضرت امام رضا (ع) : رسول اکرم (ص) در رهگذر با یکی از اصحاب خود که از جبهه جنگ بر می گشت مواجه شد ، او ژولیده و غبار آلوده و مسلح به طرف منزل خود می رفت . حضرت به وی فرمود : از جهاد اصغر برگشته ای و به جهاد اکبر باز می گردی ، عرض کرد مگر جهادی بالاتر از جنگ با شمشیر هست ؟ فرمود بلی ، جهاد آدمی با نفس خود .

 امام رضا (ع) : نسبت به مصارف مالی درباره خود و عائله ات (خانواده ات) معتدل و میانه رو باش. « در خرج کردن معتدل باش و اسراف نکن». 

 

برچسب: احادیث امام رضا علیه السلام , حدیث, امام رضا علیه السلام, نویسنده: عطیه حبیبی تاريخ: 11 / 11 / 1392 ساعت: 23:06

 

 خوب است بدانید که طبل ها ذکری ندارند و فقط به عنوان « کوس شادمانه » و همنواز از شروع تا خاتمه با کرناها نواخته می شوند . در صورتی که کرناها ذکری دارند که سینه به سینه تا به امروز نقل شده است و بدین شرح است :

 نقاره زنان در حال نواختن

 

دست اول : « سرنواز » ، سردسته ی کرنانوازها ، کرنا را به طرف گنبد حضرت به عنوان سلام می گیرد و می دمد :

 

« سلطان دنیا و عقبی علی بن موسی الرضا »

 

پس نوازان که تعداد آن ها چهار نفر می باشند ، جواب می دهند :

 

« امام رضا »

 

سرنواز مجدداً با سر کرنا به طرف گنبد حضرت اشاره می کند و چنین می نوازد : « امام رضا »

 

پس نوازان جواب می دهند : « غریب »

 

دست دوم : کرنای سرنواز ذکر می کند : « مولی مولی مولی علی بن بن موسی الرضا »

 

پس نوازان جواب می دهند : « رضا جان »

 

سرنواز ، سرکرنا را به طرف گنبد می گیرد و ذکر می کند :

 

« یا امام غریب یا امام رضا »

 

دست سوم : کرنای سرنواز ذکر می کند : « دوران دوران امام رضاست »

 

در این موقع طبال ها به عنوان شادی طبل های خود را به صدا در می آورند . این طبل به « کوس شادمانه » معروف است .

 

مجدداً سرنواز شذکر می کند : « دوران دوران امام رضا دادرس بیچارگان »

 

پس نوازان پاسخ می دهند : « ای دادرس درماندگان »

 

موقعی که پس نوازان می خواهند کرنای خود را بر زمین بگذارند ، سرنواز می گوید : « فریاد رس »


برچسب: امام رضا(ع)نقاره خانه, حرم امام رضا(ع),متن نقاره خانه, حرم امام رضا(ع), نویسنده: عطیه حبیبی تاريخ: 11 / 11 / 1392 ساعت: 23:02

 تاریخچه‎ی کامل نقاره‎زنی

نواختن نقاره از زمان‎های قدیم در آستان مقدس امام رضا علیه السلام معمول بوده است. اما این که این رسم از چه زمانی آغاز شده و به صورت یک سنّت در آمده، معلوم نیست. نه نویسندگان درباره آن چیزی نوشته‎اند و نه اسناد و مدارک موجود در حرم مطهر چیزی را نشان می‎دهد. اما از نشانه‎های تاریخی چنین برمی‎آید که در قرن دهم، نواختن نقاره معمول بوده است.

فضل بن روزبهان خنجی در کتاب مهمان نامه بخارا، در حالات محمدخان شیبانی، سلطان ماوراء النهر که مشهد مقدس و ناحیه طوس را تصرف کرده بود، می‎نویسد:

«سلطان تصمیم گرفت به زیارت حضرت رضا علیه السلام برود، از این رو، با اعیان لشکر خود و قاضیان و محتشمان عازم مشهد گردید. من با گروهی قبلاً به مشهد رفتیم و در آن جا مراسم استقبال را فراهم کردیم. بر فوق بارگاه حضرت، محلّی که نقاره نوبت حضرت امام می‎زنند، جماعت نقاره‎چیان اردوی همایون و نفیرچیان ایستاده، مترصّد آن که چون موکب همایون برسد نقاره بکوبند و نفیر نوازند.

آن حضرت امر فرمودند که دم نزنند و نفیرنوازی را به فقیرنوازی بدل فرمودند و چون به درگاه بارگاه رسیدند، فرود آمده به پیشگاه برآمدند و از آن جا به روضه مقدس قدم گشاده و آداب زیارت تقدیم نمودند و اندکی نشسته، از قبه بیرون فرمودند.»

از این متن معلوم می‎شود که در قرن نهم و دهم، نقاره نواخته می‎شده و جایی هم در بلندی برای نقاره‎زنان اختصاص داشته است.

در روزگاران پیشین، استفاده از شیپور و نقاره در دربار شاهان معمول بود و هر بامداد و شبانگاه، در کاخ‎ها و قصور و محل‎های اقامت حاکمان و امیران در شهرها و بیابان‎ها نقاره می‎زدند و مردم را احضار و یا مرخص می‎کردند و طبل نواختن و شیپور زدن، نشان حاکمیت و اقتدار شاهان به شمار می‎رفته است.

در ایران، نواختن طبل و نقاره، تا زمان قاجاریه ادامه داشت و حاکمان هم در مراکز استان‎ها به هنگام معینی از آن استفاده می‎کردند و در مناطق شرقی کشور حتی تا اوایل قرن حاضر نیز معمول بود.

اما چرا این شیوه در بارگاه امام رضا علیه السلام مرسوم شده، چه کسی آن را بنا نهاده و از چه زمانی این کار رواج یافته است، معلوم نیست و هر کس بر پایه ذوق و برداشت خود، برای آن انگیزه‎ای بیان می‎کند. به این برداشت‎ها توجه کنید:

ـ از آن جا که امام رضا علیه السلام عنوان ولایتعهدی داشته و ایشان را سلطان می‎خوانده‎اند، نواختن نقاره در بارگاه ایشان معمول شده است.

ـ شاید زمانی برای پاسداری از حرم مطهر و مشهد، در آن جا لشکریانی بوده‎اند که برای اعلام آمادگی ایشان نیاز به نواختن نقاره بوده و سپس این رسم به سان یک سنّت، ماندگار شده است.

ـ نقاره زدن و شیپور نواختن، برای احترام و بزرگداشت بارگاه امام رضا علیه السلام است و تنها جنبه تشریفاتی دارد و هیچ نظر دیگری در میان نبوده است.

به هر حال و با هر انگیزه‎ای که این کار آغاز شده باشد، اینک نقاره هر صبح پیش از طلوع آفتاب و هر عصر پیش از غروب خورشید نواخته می‎شود و همزمان با برآمدن و فروشدن آفتاب، آخرین نواهای نقاره به گوش می‎رسد. این بدان معنی است که نمازگزاران برای بر پا داشتن فریضه خود، اندک فرصتی بیش ندارند و اگر نماز خویش را به جای نیاورده‎اند، می‎باید شتاب کنند و به اقامه نماز بپردازند.

افزون بر این، هنگامی که حادثه خاصی رخ دهد که مردم شادمان گردند و جشنی همگانی پدید آید، نقاره‎نوازان بر فراز نقاره‎خانه می‎روند و بر طبل‎ها می‎کوبند و در شیپورها می‎دمند.

نیز هر گاه در آستان امام هشتم علیه السلام بیماری شفا یابد و به خیل شفا یافتگان آستان حضرتش افزوده شود، به منظور اعلام همگانی و اظهار سرور و شادمانی، نقاره‎ها را به صدا در می‎آورند.

علاوه بر این، در شب‎های میلاد معصومین(ع) و بزرگداشت مناسبت‎های مذهبی، مانند جشن‎های بزرگ قربان، فطر و غدیر و هم چنین در زمان تحویل هر سال شمسی در آغاز نوروز، نقاره نواخته می‎شود.

اما در ایام محرم و صفر که روزهای سوگواری شیعیان است، به منظور احترام به آیین سوگواری، هیچ نوایی از نقاره‎خانه به در نمی‎آید.

برای نقاره‎زدن در آستانه مقدسه، محل خاصی در نظر گرفته شده و جای بلندی فراهم آمده است. این بنای زیبا و باشکوه، بر فراز ایوان شرقی صحن عتیق (انقلاب) قرار دارد و از قسمت‎های مختلف حرم دیده می‎شود. بلندی بنا سبب شده است که به هنگام نقاره‎زدن، آوای آن تا دور دست‎ها شنیده شود و به ویژه به هنگام برآمدن آفتاب، که شهر از هیاهوی آمد و شد اتومبیل‎ها خالی است، نوای آن در چهار سوی مشهد، گوش شهروندان را نوازش دهد.

بنای جدید و چشمگیر نقاره‎خانه، با ظرافت و شکوه خود، از دیدنی‎ترین بخش‎های حرم مطهر است که همگان را به اعجاب و تحسین وامی‎دارد. بنای نقاره‎خانه که سراسر از کاشی فیروزه‎ای است و در پیرامون ایوان آن نرده کشی شده است، دو طبقه دارد، طبقه زیرین جای گذاشتن طبل‎ها و شیپورها است و طبقه دوم محل استقرار نوازندگان.

نقاره‎زنان هفت نفر هستند که سه نفرشان بر طبل می‎کوبند و چهار نفر در شیپور می‎دمند.

 

 

برچسب: تاریخچه, نقارهزنی , حرم امام رضا(ع), امام رضا(ع), نویسنده: عطیه حبیبی تاريخ: 11 / 11 / 1392 ساعت: 23:01

شعر در باره ی امام رضا(ع)

  بیا ای زهر کین کم کم، مداوای جراحت کن

مرا از خون دل خوردن، بیا ای مرگ و راحت کن

هزاران حجله از آهِ، غریبی چیده ام اینجا

چو نیلوفر ز بی تابی، به خود پیچیده ام اینجا

رضا جانم رضا جانم

صبوری کردم از اوّل، اگر خون دلی خوردم

که میراث شهادت را، به اِرث از مادرم بردم

جواد! ای دیدن رویت، امید و آرزوی من

بیا ای یوسف زهرا، تبسّم کن به روی من

رضا جانم رضا جانم

در این غربت که هر ساعت، شود افزون ملال من

گلِ اشکِ جواد آمد، به گلبرگِ جمال من

گل اشک جوادش را، بگیر ای دل به دست امروز

شود کارش دُرست آخر، دل هر کس شکست امروز

رضا جانم رضا جانم

الا ای حجت هشتم، که از جام تو مستم من

ضریح با صفایت را، دخیل گریه بستم من

به عشقت می روم عمری، از این صحرا به آن صحرا

مرا آهو حسابم کن، به جان مادرت زهرا

رضا جانم رضا جانم...

برچسب: امام رضا(ع),متن ادبی,شعر,شعر در رابطه با امام رضا, نویسنده: عطیه حبیبی تاريخ: 11 / 11 / 1392 ساعت: 16:03

ای امام مهربانم یا رضا
نام تو ورد زبانم یا رضا
حاجت خود را نخواهم از کسی
تا تو هستی میزبانم یا رضا
دست خالی بار سنگین رو سیاه
میهمانم میهمانم یا رضا
پای خدّامت به روی دیده ام
درد زوارت به جانم یا رضا
تو کریم ابن کریم ابن کریم
من گدای آستانم یا رضا
در کنار آستانت بی نیاز
از بهشت جاودانم یا رضا
راز خود ناگفته می دانم توئی
واقف از درد نهانم یا رضا
گر چه از هر خار راهه خارتر
زائر این بوستانم یا رضا
تو بهار باغ دلهائی و من
کمتر از برگ خزانم یا رضا
چون گدایان سمج از دست تو
حاجتم را می ستانم یا رضا
دست خالی رفتن از دربار تو
نیست هرگز این گمانم یا رضا
جان زهرا گر چه قابل نیستم
لطف خود را ده نشانم یا رضا
خاک پای میثم دار شما
میثم این خاندان یا رضا

 

برچسب: امام رضا(ع),متن ادبی,شعر,شعر در رابطه با امام رضا, نویسنده: عطیه حبیبی تاريخ: 11 / 11 / 1392 ساعت: 23:12

 یکی از القاب مشهور امام رضا (ع) ضامن آهو است. مشهور علت انتساب این لقب و ریشه تاریخی آن را چنین می پندارند:

صیادی در بیابانی قصد شکار آهویی می کند و آهو شکارچی را مسافت قابل توجهی به دنبال خود می دواند و عاقبت خود را به دامن حضرت علی بن موسی الرضا (ع) که اتفاقاً در آن حوالی حضور داشت می اندازد. صیاد که می رود آهو را بگیرد، با ممانعت حضرت رضا (ع) مواجه می شود، ولی صیاد چون آهو را صید و حق شرعی خود می دانست، در مطالبه و استرداد آهو پافشاری می کند. امام حاضر می شود، مبلغی بیشتر از بهای آهو، به شکارچی بپردازد تا او آهو را آزاد کند. شکارچی نمی پذیرد و به عرض می رساند: الا و بالله، من همین آهو را که حق خودم است، می خواهم و نه غیر آن را ... و آن وقت آهو به زبان می آید و سخن گفتن آغاز می کند و به عرض امام می رساند که من دو بچه شیری دارم که گرسنه اند و چشم به راه اند که بروم شیرشان بدهم و سیرشان کنم. علت فرارم هم همین است و حالا شما ضمانت مرا نزد این شکارچی بفرمایید که اجازه دهد بروم و بچه هایم را شیر دهم و برگردم و تسلیم صیاد شوم.
امام رضا (ع) هم ضمانت آهو را نزد شکارچی کرد و خود را به صورت گروگان در اختیار وی قرار داد. آهو رفت و به سرعت بازگشت و خود را تسلیم شکارچی کرد. شکارچی که این وفای به عهد را می بیند، منقلب می گردد و آن گاه متوجه می شود که گروگان او، علی بن موسی الرضا است. بدیهی است فوراً آهو را آزاد می کند و خود را به دست و پای حضرت می اندازد و عذر می خواهد و پوزش می طلبد. حضرت نیز مبلغ قابل توجهی به او می دهد و تعهد شفاعت او را در قیامت نزد جدش می کند و صیاد را خوشدل روانه می سازد. آهو هم که خود را آزاد شده حضرت می داند، اجازه مرخصی می طلبد و به سراغ لانه و بچه های خود می رود.
در بارۀ این داستان نکاتی قابل توجه است:
1. اگر چه این داستان به این صورت در منابع شیعی موجود نیست، اما شبیه به نقلی که در میان عامۀ مردم مطرح است، در معجزاتی که منسوب به رسول خدا (ص)،[1] امام سجاد[2] و امام صادق (ع)ِ[3]است، وجود دارد.
2. شیخ صدوق در کتاب عیون اخبار الرضا (ع) درباره ضامن آهو بودن امام رضا (ع) چنین می گوید:
 ابوالفضل محمّد بن احمد بن اسماعیل سلیطى گفت: از حاکم رازى، دوست ابى جعفر عتبى شنیدم که می گفت مرا ابو جعفر به عنوان پیک پیش ابو منصور بن عبد الرزاق فرستاد،‏ روز پنجشنبه برای زیارت امام رضا (ع) از او اجازه خواستم. او در پاسخ به من گفت آنچه در بارۀ این مشهد (مرقد امام رضا) برای من اتفاق افتاده، برای شما نقل می کنم: در روزگار جوانی، نظر خوشی به طرفداران این مشهد نداشتم و در راه، به غارت زائران می پرداختم، لباس ها، خرجی، نامه ها و حواله هایشان را به زور از آنان می ستاندم. روزی به شکار بیرون رفتم و یوزپلنگی را به دنبال آهویی روانه کردم. یوزپلنگ همچنان به دنبال آهو می دوید تا به ناچار، آهو به کنار دیواری پناه برد و ایستاد. یوز هم در مقابل او ایستاد، ولی به او نزدیک نمی شد.
هرچه کوشش کردم که یوزپلنگ به آهو نزدیک شود، به سمت آهو نمی رفت و از جای خود تکان نمی خورد، ولی هر وقت که آهو از جای خود (کنار دیوار) دور می شد، یوز هم او را دنبال می کرد. اما همین که به دیوار پناه می برد، یوزپلنگ باز می گشت تا آن که آهو به سوراخ لانه مانندی، در دیوار آن مزار داخل شد. من وارد رباط[4]شدم، پرسیدم: آهویی که هم اکنون وارد رباط شد، کجا است؟ گفتند: آهویی ندیدیم.
آن وقت، به همان جایی که آهو داخلش شده بود آمدم، و رد پای او را دیدم، ولی خود آهو را ندیدم. پس با خدای تعالی پیمان بستم که از آن پس زائران را نیازارم و جز از راه خوبی و خوشی با آنان رفتار نکنم. از آن پس، هر گاه که کار دشواری به من روی می آورد، و مشکلی در زندگی پیدا می کردم، بدین مشهد پناه می آوردم، و آن را زیارت و از خدای تعالی در آن جا حاجت خویش را مسئلت می کردم و خداوند نیاز مرا بر طرف می کرد. من از خدا خواستم که پسری به من عنایت فرماید. خدا پسری به من مرحمت فرمود، و چون آن پسر بچه به حد بلوغ رسید، کشته شد؛ من دوباره به مشهد برگشتم و از خدا مسئلت کردم که پسری به من عطا فرماید و خداوند پسر دیگری به من ارزانی فرمود. هیچ گاه از خدای تبارک و تعالی در آن جا حاجتی نخواستم، مگر آن که حق تعالی آن حاجت را برآورد و این چیزی است از جمله برکات این مشهد (سلام الله علی ساکنه) که بر شخص من آشکار شد و برای خودم روی داد.[5]
شایان توجه است که این داستان سال ها بعد از شهادت امام رضا (ع) اتفاق افتاده، و همان گونه که اشاره کردیم، شبیه آن برای معصومان دیگر در زمان حیاتشان اتفاق افتاده است. تذکر این نکته نیز ضروری است که شیخ صدوق به وثاقت کسانی که این داستان را نقل کرده اند، اعتقاد دارد.
 

برچسب: امام رضا(ع) و ضامن آهو,داستان,امام رضا(ع), نویسنده: عطیه حبیبی تاريخ: 5 / 11 / 1392 ساعت: 17:18

 تو کیستی شریک غم اهل عالمی

در خاک طوس کعبه اولاد آدمی

آن رازها که از همه پوشیده داشتم

تنها به تو گفتم...

تو محرمی....


السلام علیک یا علی بن موسی الرضا(ع)

 

برچسب: امام رضا(ع),متن ادبی,دلنوشته, نویسنده: عطیه حبیبی تاريخ: 5 / 11 / 1392 ساعت: 17:02

 دوباره کودک شده دلـــــم ...

همچون کودکی که

دلش بند و کارش گیـرهمان یک عروسک در ویترین است ؛

پا می کوبد دلـــم ، تـــو را می خـــواهـد...!!


مــــن دلــــم حــــرم می خــــواهــــد...


 

برچسب: امام رضا(ع),متن ادبی,دلنوشته, نویسنده: عطیه حبیبی تاريخ: 5 / 11 / 1392 ساعت: 16:57

 دلم شکسته، دلم را نمی خری آقا؟

مرا به صحن بهشتت نمی بری آقا؟

اگر چه غرق گناهم ولی خبر دارم؛

تو آبروی کسی را نمی بری آقا ...

 

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا (ع)


 

برچسب: امام رضا(ع),متن ادبی,دلنوشته, نویسنده: عطیه حبیبی تاريخ: 5 / 11 / 1392 ساعت: 16:55

 معرفی صحن های حرم رضوی

۱- صحن انقلاب (عتیق)

صحن زیبای انقلاب دارای چهار ایوان است. در وسط این صحن سقاخانه ای است که در زمان نادرشاه ساخته شده است

و سنگاب مرمر آن را به دستور او از شهر هرات آوردند.

آجرهای طلایی که با آنها کتیبه ی سقاخانه نوشته شده کار هنرمند گمنامی به نام اسـماعیـل است وبه همین جـهـت به آن

 سقاخانه اسماعیل طلایی هم میگویند. این سقاخانه در سال ۱۳۴۷ هجری شمسی تجدید بنا شد.

۲- صحن جمهوری اسلامی 

وسعت این صحن ۱۰۰۰۰ مترمربع است و در پشت درهای شمالی وجنوبی آن دو گلدسته به ارتفاع ۳۰ متر وجـود دارد.

۳-صحن امام خمینی

این صحن با وسعت بیش از ۸۳۰۰ متر مربع در سمت چپ حرم مطهر و روبروی خیابان امام رضا علیه السلام واقع شده

است. آرامگاه شیخ بهایی بین این صحن و صحن آزادی قرار دارد.

۴-صحن قدس

صحن قدص بین صحن امام و بست شیخ بهایی قرار دارد.

۵- صحن آزادی

این صحن در زمان فتحعلیشاه قاجار بنا شده و دارای چــهار ایــوان است. ایــوان طلا که به حــرم متصل می شود در زمان

ناصرالدین شاه طلاکاری شده است.

 

برچسب: معرفی صحن های حرم رضوی,امام رضا(ع), نویسنده: عطیه حبیبی تاريخ: 3 / 11 / 1392 ساعت: 21:16

 نشسته ام چو غبـاری به شـوق اذن دخـول

بیا بگو نتکـانند پادری ها را....

دلم تنگ امام رضاست...

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا (ع)

برچسب: امام رضا(ع),متن ادبی,دلنوشته, نویسنده: عطیه حبیبی تاريخ: 3 / 11 / 1392 ساعت: 14:00

 من یقین دارم 


آخر ِ آرزوی دل همه کبوترهای دنیا 

آسمان توست!

 

السلام علیک یا علی بی موسی الرضا(ع)

 

برچسب: امام رضا(ع),متن ادبی,دلنوشته, نویسنده: عطیه حبیبی تاريخ: 3 / 11 / 1392 ساعت: 13:59

صفحه بندی